X
تبلیغات
دریا
آموزش

به نام خدا

به نام پروردگاری که مالک ذوالجلال وحی فاطر است داننده حق

واسرار ضمائر است آگاه به غیب وجدا کننده باطل است .

 

به نام آن که گل رارنگ وبوداد       زشبنم لاله هاراآبروداد 

                                       به گل بخشید حس  دلستانی              به بلبل دادعشق نغمه خوانی 

 

سلام به شما خوبان     

           

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:2  توسط اکبر احمدیان  | 

شیشه عطر بهار

لب دیوار شکست

همه جا پر شد از بوی خدا

 همه جا ایت اوست

نوروزتان مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 19:13  توسط اکبر احمدیان  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 23:19  توسط اکبر احمدیان  | 

 دریایی عجیب که در قرآن نیز به آن اشاره شده!!

در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توانید در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکی هاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال به هم می پیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابراین این راستا به وجود می آیدواین همان چیزی است که درقرآن آمده است.


                                  سورة مبارکه الرحمن :

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیانِ (19) بَیْنَهُما بَرْزَخٌ لا یَبْغِیانِ (20) فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ (22)
19. دو دریا را به گونه ای روان کرد که با هم برخورد کنند.20. اما میان آن دو حد فاصلی است که به هم تجاوز نمی کنند.21. پس کدامین نعمتهاى پروردگارتان را انکار مى‏کنید؟ 22. از آن دو، مروارید و مرجان خارج مى‏شود.

                                            سوره مبارکه فرقان آیه 53:

« و هو الذی مَرَجَ البحرینِ هذا عَذبٌ فُراتٌ و هذا مِلحً اُجاجً وَ جَعَلَ بَینَهما بَرزَخا و حِجراً مَهجوراً»
و اوست کسی که دو دریا را موج زنان به سوی هم روان کرد این یکی شیرین و آن یکی شور و تلخ است و میان آن دو حریمی استوار قرار داد.

تبارک الله احسن الخالقین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 17:31  توسط اکبر احمدیان  | 

 

داستان کوتاه جوجه عقاب

 اثر گابریل گارسیا مارکز

 

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود.
مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید.
یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد.
جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت: ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.
مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند: تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد.
اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد.
اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.
بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.
تو همانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال رویا هایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.
 



+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 19:56  توسط اکبر احمدیان  | 

تعلیم وتربیت

 

۱- دلهایی كه روی آن كلمه تقوی و محبت نوشته شده به هر جایی كه بخواهند پرواز می كنند و كائنات در مقابل آنها سرتعظیم فرود می آورند.

۲- از دانش آموزی كه فكر روشن دارد، ناامید مشو.

۳- اطفال بیشتر به دستور و سرمشق محتاجند تا انتقاد و عیبجویی.

۴- استاد پرورنده ی روان است و پدر و مادر پروش دهنده جان.

۵- تعلیم بزرگترین هدیه ای است كه مردم نیكوكار می توانند به گدایان و بینوایان بدهند.

۶- آن كه از دست روزگار به خشم می آید هر چه آموخته بیهوده بوده است.

۷- آینده ی كودكان بسته به تربیت آنهاست.

۸- قرض پدر و مادر به فرزندان علم و ثروت نیست، تربیت و اخلاق است.

۹- بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.

۱۰- استعداد چیزی است كه در جوانی پیدا می شود، اگر آن را تربیت كردید و درصدد تقویت آن بر آمدید مانند بذری كه در مزرعه خوب كاشته شده باشد، محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و آن را تربیت نكردید مانند تخمی كه در زمین شوره زار افتاده باشد ، از بین می رود و محصول نمی دهد.

۱۱- اساس آموزش و پرورش ساختن ماشین نیست، بلكه ساختن انسان است.

۱۲- اگر امروز حتی یك كلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید.

۱۳- آموزش و پرورش البته مهم است ، ولی زندگی كردن خیلی از آن مهمتر است . بنابراین هدف آموزش و پرورش صحیح باید در مرحله اول بهبود وضع زندگی باشد.

۱۴- تربیت ، علم زندگی و هنر خوب زیستن است.

1۵- اگر به بچه كمی محبت نشان بدهید، وی صد چندان به شما مهر خواهد ورزید.

1۶- فكر ساخته ی تعلیم و تربیتی است كه تا امروزه گرفته ایم ، برای فكر بهتر باید از فردا تعلیم و تربیت بهتری بگیریم .

۱۷- اگر بزرگان ، خویش را خوب تربیت كنند ، كودكان خوب بزرگ می شوند.

۱۸- تعلیم و تربیت علم است و معلمی هنر .

۱۹- اگر در خانواده ، با محبت محاكمه شویم در جامعه با خفت مجازات نمی شویم .

۲۰- بهتر است پدر و مادر را مسبب مسائل و مشكلات خود ندانید . آنها آنچه می دانستند در حق شما انجام دادند ، ناامیدی شما ناشی از این است كه تصور می كردید آنها انسان های كاملی هستند .

2۱- دشواری های خود را با فرزندانتان در میان بگذارید و آنها را از كوچكی متعهد و مسئول بار بیاورید.

۲۲- تعلیم و تربیت باید در جهت انسان سازی باشد نه پرورش انسان نماهای تحصیل كرده .

۲۳- بكوشید فرزندانتان را از كودكی با واقعیات آشنا نمایید و یك مرتبه و بی تجربه و ناآگاه در صحنه اجتماع ، آنها را رها نكنید .

2۴- به جای دستوردادن ، با بچه ها ارتباط قلبی برقرار كنید . خودتان را تا سطح آنها پایین بیاورید ، خود را به جا و در سن آنها تصور كنید ، به آنها گوش كنید و به احساساتشان احترام بگذارید .

۲۵- مربیان باید از گفتارهای سرزنش آمیز، ترساندن ، تهدید ، رشوه دادن ، مسخره كردن و پندهای دستوری تا آنجا كه ممكن است پرهیز نمایند .

۲۶- به بچه ها بیاموزید بین عشق و نومیدی ، عشق را انتخاب كنند ، چون از دست دادن عشق به منزله از دست دادن زندگی  است .

۲۷- یادگیری روندی دلخواه و داوطلبانه است .

۲۸- بچه ها بیشتر از روی الگو و نمونه های عملی ، مطالب را فرا می گیرند تا از طریق كتاب و قلم .

۲۹- با مشاهده ، دیدن ، انتخاب كردن و با تمرین می توان دانش آموخت .

۳۰- ما از فرزندان خود انتظار داریم انسان های مسئول ، متوجه ، متعهد و پرمهری باشند در حالی كه نمونه های صحیحی در اختیار آنها قرار نمی دهیم . كودكان آنچه می بینند یاد می گیرند و به آن عمل می كنند .

۳۱- بچه ها از كودكی باید به ارزش و شخصیت خود پی ببرند و یاد بگیرند كه به خود احترام بگذارند.

3۲- به فرزندان خود بیاموزید كه در زندگی فرصت های بی شماری در اختیار دارند . البته هنگامی این باور را می پذیرند كه فرصتی در اختیار آنها گذاشته شود . 

۳۳- كوشش كنید حس تعاون و همكاری و احساس مسئولیت را از كودكی در فرزندانتان تقویت كنید.

۳۴- به بچه ها بگویید كه خیلی فوق العاده اند و به آنها اعتماد دارید.

۳۵- انسان شدیداً نیازمند به تربیت و اصلاح خویش است ، همان گونه كه كشتزار تشنه آب باران است.

۳۶- به فرزندان خود هنر و تقوی بیاموزید، چون آنها زنده نگه دارنده ی نام هستند.

۳۷- بهترین میراثی كه پدران برای فرزندان خود می گذارند، تربیت نیكو است .

۳۸- تربیت زیباترین چیزی است كه مردان بزرگ ذخیره می كنند.

۳۹- كودكان به نمونه و سرمشق بیش از انتقاد نیازمندند.

۴۰- آنچه را كه فرزند در توان داشته و انجام داده از او بپذیر و از او كارهای طاقت فرسا مخواه.

4۱- وقتی خونسردی خودتان را از دست می دهید – به خصوص در مورد فرزندان– فوراً عذر خواهی كنید.

۴۲- یادگرفتن در كودكی مانند نقش روی سنگ ، ثابت و راسخ می ماند.

۴۳- دوست آن است كه در نبودن انسان ، حق دوستی را رعایت كند .

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 0:17  توسط اکبر احمدیان  | 

 

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 15:40  توسط اکبر احمدیان  | 

دردناکه
 
اما.......

توی قصابی بودم که یه پیرزن اومد تو و یه گوشه ایستاد .....
یه آقای خوش تیپی هم اومد تو گفت: ابرام آقا قربون دستت پنج کیلو فیله گوساله بکش عجله دارم .....
آقای قصاب شروع کرد به بریدن فیله و جدا کردن اضافه‌هاش .....

همینجور که داشت کارشو می‌کرد رو به پیرزن کرد گفت: چی میخای نِنه ؟
پیرزن اومد جلو یک پونصد تومنی مچاله گذاشت تو ترازو گفت: هَمینو گُوشت بده ننه.....
قصاب یه نگاهی به پونصد تومنی کرد گفت: پونصد تومن فقط آشغال گوشت میشه ننه،بدم؟

پیرزن یه فکری کرد گفت بده ننه!



قصاب آشغال گوشت‌های اون جوون رو می‌کند می‌ذاشت برای پیره زن .....
اون جوونی که فیله سفارش داده بود همین جور که با موبایلش بازی می‌کرد گفت: اینارو واسه سگت می‌خوای مادر؟
پیرزن نگاهی به جوون کرد گفت: سَگ؟
جوون گفت آره ..... سگ من این فیله‌ها رو هم با ناز می‌خوره ..... سگ شما چه جوری اینا رو می‌خوره؟
پیرزن گفت: میخوره دیگه ننه..... شیکم گشنه سَنگم می خوره .....
جوون گفت نژادش چیه مادر؟ پیرزنه گفت بهش میگن توله سگ دوپا..... اینا رو برا بچه‌هام می‌خام آبگوشت بار بذارم!
جوونه رنگش عوض شد ..... یه تیکه از گوشتای فیله رو برداشت گذاشت رو آشغال گوشتای پیرزن .....
پیرزن بهش گفت: تُو مَگه ایناره برای سَگِت نگرفته بُودی؟
جوون گفت: چرا
پیرزن گفت ما غِذای سَگ نمی خوریم ننه.....
بعد گوشت فیله رو گذاشت اون طرف و آشغال گوشتاش رو برداشت و رفت.
+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 9:47  توسط اکبر احمدیان  | 

امروز با همسرم به کوه پیمایی رفتیم. نیمه های راه گروهی زن و مرد با سن های کم و زیاد نشسته بودند. مردی با موهای سپید و صدایی بسیار زیبا داشت ترانه میخواند و بقیه هم با او دم گرفته بودند. آنقدر جو گیرنده ای بود که ماهم نشستیم و با خواننده دم گرفتیم.

وقتی ترانه شادتر شد جوانی خوش تیپ بلند شد و شروع کرد به رقصیدن. خواستم فیلمی بگیرم فکر کردیم شاید دوست نداشته باشند. در این حال فکر می کردم کجای دنیا چنین حالت و جوی را می شود دید؟ برگشتیم در قهوه خانه ساده بالای کوه سفارش املت دادیم. کنار دست فروشنده نوشته بود ما را در facebook ملاقات کنید. بازفکر کردم در کجای دنیا می شود این چنین املت خوشمزه و نان لواشی پیدا کرد که فروشنده اش هم تا این حد به روز باشد؟ چون من تا حدی دنیا دیده هستم به تجربه می گویم هیچ کجا..

هنگام برگشتن خانمی با مانتو و روسری و ظاهری مرتب در حال فروختن گل بود. آنقدر ظاهر با کلاسی داشت که برای خرید گل پنجره را باز کردیم. شخصیت با وقاری داشت. وقتی گفتیم به شما نمی آید گل بفروشید با کلامی تکان دهنده گفت : بی کس هستم اما ناکس نیستم.. زندگی را باید با شرافت گذروند. کجای دنیا می توان این سطح از فلسفه و حکمت را در کلام یک گل فروش یافت؟

به خانه که رسیدیم همسرم یادش افتاد چیزهایی را نخریده است به سوپری نزدیک خانه رفتم و خرید کردم. دست کردم دیدم کیفم همراهم نیست. گفتم ببخشید پول نیاوردم می روم بیاورم و در حالی که مبلغ کالایی که خریده بودم کم نبود مغازه دار با اصرار گفت نه آقا قابل شما رو نداره ببرید و با کلامی جدی و قاطع کالا را به من داد. تشکر کردم و در راه خانه فکر کردم کجای دنیا چنین اعتمادی به یک غریبه وجود دارد؟ تازه پول را هم که آوردم فروشنده با تعجب گفت آخه چه عجله ای بود؟

شب در حالیکه پشت لپ تاپم داشتم کار می کردم یکباره صدای آکاردئون یکی از ترانه های خاطره انگیز را سر داد. در کوچه نوازنده ای با زیباترین حالت و مهارتی خاص می نواخت. به دنبال صدا رفتم و پنجره را باز کردم. یکی آمد و به او نزدیک شد و گفت از طبقه هشتم آمدم پایین فقط بخاطر این ملودی قشنگی که می زنی. حساب کردم دیدم پولی که در این کوچه گرفت را اگر در ده کوچه گرفته باشد درآمد ماهانه خوبی دارد. در کجای دنیا کسی می تواند در کوچه ای سرودی را سر دهد؟ من جایی ندیده ام.

می توان همه رحدادهای بالا را منفی دید. چرا باید خانمی با وقار گل بفروشد. چرا باید نوازنده ای ماهر در کوچه بنوازد و از این دست نگاههای منفی که خیلی ها دارند اما هیچ راه حلی هم ندارند که مثلا این مرد اگر در کوچه ننوازد چه مشکلی حل خواهد شد و آیا نگاههای منفی ما کمکی به حل مشکلات دنیا می کند؟ من هر چه را دیدم مثبت می دیدم. بعضی از ما چیزهایی را برای خودمان ذهنی کرده ایم در حالی که در عمل وجود ندارند و آنچه را که وجود دارد چشم ما نمی بیند و ذهن ما درک نمی کند. مثلا آدمها را به باکلاس و بی کلاس تقسیم کرده ایم. ماکسیما و پرادو و بنز با کلاس و پیکان و پراید بی کلاسند. حالا اگر در جاده گیر کنید ،به هردلیل چه تمام شدن بنزین چه خرابی ماشین. امتحان کنید حتی یک ماکسیما و پرادو و بنز بخاطر کمک به شما توقف نمی کند و اگر کسی به کمکتان بیاید یا پیکان دارد یا پراید یا وانت. کدام با کلاس ترند؟

تنها به رخدادهای یکروز عادی از زندگی می توانید فکر کنید در آن تلخ و شیرین بسیار وجود دارد.

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 9:42  توسط اکبر احمدیان  | 

"یا رب العالمین"

 

همکاری خانه ومدرسه درپیشرفت تحصیلی فرزندان

والدين محترم و مربيان عزيز (بويژه در مدارس ابتدايي) از بنيانگذاران پايه هاي تربيتي دوران حساس هفت سال به بالاي كودكان هستند كه بايد با وسواس بيشتر كليه مسائل تربيتي و آموزشي كودكان را دنبال كنند آنها بايد هرچه در توان و قدرت خويش دارند را بكار بندند تا بتوانند يك ارتباط دو سويه تنگاتنگ بين خانه و مدرسه جهت پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ايجاد شود و اين مقدور نمي شود مگر اينكه يك رابطه دوستانه همراه با محبت و مبتني بر تجربيات شخصي در تماس و ارتباط والدين با مربيان وجود داشته باشد و در اينجا است كه همكاري خانه و مدرسه در انجمن هاي اولياء و مربيان معنا پيدا مي كند تا در سايه چنين ارتباط منطقي و اصولي نقاط ضعف و قوت ، علل و انگيزه ها كشف شده و گامهاي مصمم تر در جهت پرورش استعداد هاي نهفته كودك برداشته شود و او بتواند به راحتي به سوي تحرك و فعاليتهاي بيشتر سوق داده شده و در مطالب درسي موفقيتهاي چشمگيري عايد ش گردد.

وظيفه و كار اصلي اين انجمنها رسيدگي به وضع تحصيلي و ديگر مسائل و مشكلات آموزشي دانش آموزان است و براي اين كار والدين و مربيان بايد با همفكري و تبادل اطلاعات در پي پيدا نمودن راه و روشهاي مفيد و سودمند براي ارتقاء پيشرفت تحصيلي و نماياندن راهكار براي شكوفايي استعداد هاي دانش آموزان با تكيه بر دو محور شناخت و مشاهده باشند.

ولي آنچه تامل بر انگيز است اين نكته مي باشد كه متاسفانه تعدادی از والدين با خوشبيني كامل تمام بار مسوليت هاي تربيتي و آموزشي فرزندشان را به راحتي به دوش مدارس مي اندازند و از زير بار وظايف خود شانه خالي مي نمايند .لذا به جرات مي توان گفت علت برخي از مشكلات تحصيلي دانش آموزان همين گسستگي ارتباط مي باشد.

بنابر اين والدين بايد در جهت تقويت اين ارتباط بكوشند و با تماسهاي حضوريشان با مربيان زحمتكش در صورت لزوم و صلاح ديد آنان را از حالات روحي و رواني باخبرکرده تا با مشخص شدن  و همفكري در اين خصوص مربي به راحتي بتواند با آگاهي كامل درباره مسائل رفتاري و پيشرفت تحصيلي كودك به درستي تصميم بگيرد و كمك هاي لازم را به كودك براي جلو گيري از عقب ماندگي درسي و يا احيانآ بي علاقگي و افت تحصيلي او بعمل آورد .

در خاتمه مطا لب به والدين عزيز پيشنهاد مي شود نبايد به بهانه هایي  از جمله مشغله و گرفتاري شغلي و بيان ساير مشكلات خانوادگي از شركت در انجمن ها و مشاوره با مربيان دلسوز کوتاهی كنید و این دلایل سر نوشت آينده فرزندتان كه بزرگترين سرمايه زندگيتان است راتحت الشعاع قراردهد. و همیشه یادتان باشد که هدف همه مربيان تقويت حافظه و ذهن كودك و در نهايت شكل دادن به شخصيت عالي به فرزند شما است پس آنها را با همكاريهايتان تشويق و ياري كنيد تا بتوانند قدمهاي مثبت و سود مندي در اين زمينه بردارند.

امیداست ارتباط خانه و مدرسه هر چه بيشتر تقويت شده و نتيجه خوب اين عمل كه آرزوي همه ما است  محقق شود.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 22:57  توسط اکبر احمدیان  |